دل اگر خدا شنـاسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

شهر من شهر تکاب این مرز و بوم آشنا          سالها است جان گرفته کشتی اندر شهر ما

پهلوانی باید اندر ورزش کشتی جوان             همچو تختی بایدت نامت نشیند بر دلان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 11:38 قبل از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

مهمترين فلسفه قيام عاشورا چيست؟

 

فلسفه و اهداف قيام عاشورا از ديدگاه امام حسين(ع)
دوست گرامي در پاسخ به پرسش شما ذکر مطالبي به عنوان مقدمه کاملا ضروري به نظر مي‌رسد (لذا در صورت عدم تمايل به مطالعه قسمت مقدماتي مي‌توانيد مستقيما به بخش «نتيجه بحث» در انتهاي پاسخ مراجعه کنيد).
مقدمه:
برخي با ارائه نظريات نسنجيده و غير قابل قبول پيرامون فلسفه قيام عاشورا، تصوير وارونه و يا حداقل نامنا‎سب با شأن رهبري اين قيام ارائه كرده‌اند و هيچ كدام از آنها، در ارائه يك تصوير روشن و جا‎مع از انگيزه‎هاي قيام امام حسين(ع) توفيق نداشته‎اند‎.
در اين مجال کوتاه نيز نمي‌توان به تفصيل به اين پرسش پاسخ داد لذا به صورت مختصر در اين زمينه بايد گفت: يک پژوهش‎گر و يا شخص سوال کننده پيرامون تاريخ عاشورا اگر بخواهد به ماهيّت و جوهره قيام عاشورا تا حدّ زيادي پي ببرد، بايد در گام نخست، با نگا‎ه و مطالعه جامع و كامل در باره امام حسين(ع)، به زندگي، شخصيّت و مقام حضرت به عنوان امام معصوم، شناخت لازم و كافي پيدا كند و سپس با مطالعه و تعمّق لازم در بيانات و گفتار حضرت كه در مقاطع مختلف قيام و حتّي پيش از آغاز آن درباره انگيزه حركت خويش بيان كرده است، به فلسفه و ماهيّت قيام آن حضرت تا حدّ زيادي شناخت پيدا كند‎.
اكنون با اين مقدمه و با توجّه به اين كه بهترين و مطمئن‎ترين سند براي شناخت فلسفه و اهداف نهضت سيدالشهدا(ع)، كلمات خود آن حضرت و يا امامان ديگر در اين باره است، مجموع خطبه‎ها، سخنان، نامه‎ها و وصيت‎نامه امام حسين(ع) كه در باره اهداف و انگيزه‎هاي قيام عاشورا است و نيز برخي از تعابير زيارت‎ نامه‎هاي متعدّد و مختلف كه از امامان ديگر در باره حضرت رسيده است و در آنها به انگيزه قيام پرداخته شده است، مورد مطالعه و بررسي قرار داده و سپس با استخراج فهرست‌وار اهداف قيام، به تفسير و تحليل آنها، مي‌پردازيم‎ :
1 ـ امام حسين(ع) در مكه در جمع گروهي از علما و نخبگان ديگر مناطق اسلامي با ايراد خطبه‎اي شور‎انگيز و كوبند‎‎ه، ضمن يادآوري وظيفه سنگين و تكليف خطير علما و بزرگان شهرها در باره پاسداري از كيان دين و اعتقادات مسلمانان و پيامدهاي سكوت در برابر جنايات امويان، از خاموشي آنان در برابر سياست‎هاي دين‌ستيزانه حاكمان اُموي انتقاد كرده و هرگونه همراهي و سازش با آنان را گناه نابخشودني دانستند‎. حضرت در پايان سخنان خود، هدف از اقدامات و فعاليت‎هايش را برضدّ نظام ستم‎گر حاكم (كه چند سال بعد خود را در قالب يك نهضت نشان داد) چنين اعلام فرمودند‎:
خدايا تو مي‎داني آنچه از طرف ما انجام گرفته است (از سخنان و اقدامات برضدّ حاكمان اُمَوِي) به خاطر رقابت و سبقت جويي در فرمانروايي و افزون‌خواهي در متاع ناچيز دنيا نبوده است، بلكه براي اين است كه نشانه‎هاي دينت را (به مردم) نشان دهيم ( برپاگردانيم) و اصلاح در سرزمين‎هايت را آشكار كنيم‎. مي‎خواهيم بندگان ستمد‎يده‎ات در امان باشند و به واجبات و سنّت‎ها و احكا‎مت عمل شود‎.

از اين جملات مي‎توان چهار هدف را براي اقدامات و فعاليت‎هاي امام حسين(ع) كه در عصر حاكميّت يزيد جزء اهداف قيام حضرت به شمار مي‎رفت، استخراج كرد:
الف ـ احياي مظاهر و نشانه‎هاي اسلام اصيل و ناب محمدي
ب ـ ا‎صلاح و بهبود وضع مردم سرزمين‌هاي اسلامي
ج ـ مبارزه با ستمگران اُموي جهت تأمين امنيّت براي مردم ستمديده
د ـ فراهم ساختن بستري مناسب براي عمل به احكام و واجبات الهي

2ـ امام حسين(ع) ضمن وصيّت‌نامه‎اي كه هنگام خروج از مدينه و در زمان وداع با برادرش محمّد بن‌حنفيّه براي وي نوشت، هدف از حركت خويش را چنين بازگو كرد:
من نه از روي سرمستي و گستاخي و نه براي فساد و ستم‎گري حرکت کردم‎. بلكه تنها براي طلب اصلاح در امّت جدم حرکت کردم. مي‎خواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم و به سيره جدم و پدرم علي بن‌ابي‌طالب عمل كنم‎.
و در زيارت‎هاي مختلف كه در باره امام حسين(ع) از امامان(ع) وارد شده، اين تعابير فراوان ديده مي‎شود:
«اَشْهَدُ اَنَّكَ قَدْ اَقَمْتَ الْصَّلوهَ وَ آتَيْتَ الزَّكوهَ وَ اَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ»
گواهي مي‎دهم كه تو نماز را بپا داشتي و زكات دادي و امر به معروف و نهي از منكر كردي‎.
از اين عبارات، اهداف ذيل را از قيام حضرت، مي‎توان استفاده ‎كرد‎:
الف ـ طلب اصلاح در امور امّت پيامبر(ص)
ب ـ امر به معروف
ج ـ نهي از منكر
د ـ عمل به سيره رسول‌خدا(ص) و اميرالمؤمنين(ع) همانند برپايي نماز و پرداخت زكات

3 ـ حضرت در نامه‎اي كه در زمان اقامت خويش در مكّه در پاسخ دعوت به نامه‎هاي اشراف و بزرگان كوفه مبني بر آمدن به كوفه، نوشتند، فلسفه قيام خود را چنين بيان فرمودند:
به جانم سوگند، پيشوا كسي است كه به كتاب خدا عمل كند، عدل و داد را محقق سازد، معتقد به حقّ باشد، خود را به آنچه در راه خدا هست پايدار بدارد‎.
امام(ع) در اين نامه، هدف از قيام را، تلاش در جهت برپايي حكومتي مي‎داند كه رهبر و پيشواي آن، صفات و امتيازات ذيل را دارا باشد:
الف ـ به كتاب خدا حكم كند‎.
ب ـ عدالت را در جامعه حاكم كند‎.
ج ـ متديّن ومعتقد به دين خدا باشد‎.
د ـ خود را وقف خدا و اهداف الهي كند‎.
4ـ حسين بن‌علي در نامه‎اي كه ضمن آن از بزرگان بصره دعوت به همياري و همراهي با وي كرده است، علّت و هدف از نهضت خويش را چنين بيان مي‎كند:
من شما را به كتاب خدا و سنّت پيامبرش مي‎خوانم‎. همانا سنّت پيامبر(ص) از بين رفته است و بدعت زنده شده است‎.
و در جواب عبدالله بن‌مُطيع مي‏فرمايد‎:
كوفيان به من نامه نوشته و از من خواسته‎اند به نزدشان بروم‎، چون اميدوارند (كه با رهبري من) نشانه‌‎هاي حقّ زنده و بد‎عت‎ها نابود شود‎.
و نيز در نامه‎اي كه به شيعيان بصره نوشتند، فرمودند:
من شما را به زنده كردن نشانههاي حقّ و نابود كردن بدعت‎ها مي‎خوانم‎.
از مجموع نامه و پاسخ حضرت، اين اهداف را مي‎توان براي نهضت عاشورا استفاده كرد‎:
الف ـ دعوت (و عمل) به كتاب خد‎ا و سنّت پيامبر ـ ص ـ
ب ـ احياي سنّت پيامبر(ص) كه از بين رفته است، و برپايي مظاهر حقّ و حقيقت
ج ـ از بين بردن بدعت‎ها (كه جايگزين احكام خدا و سنّت پيامبر(ص) شده است).

5ـ ابا‎عبدالله درخطبه‎اي كه پس از برخورد با حرّ بن‌يزيد رِياحي در منزل «بَيْضَه» ايراد فرمودند، انگيزه قيام خود را با استناد به فرمايش پيامبر ـ ص ـ، چنين بيان كردند‎:
اي مردم ! رسول‌خدا ـ ص ـ فرمودند: كسي كه فرمانرواي ستمگري را ببيند كه حرام خدا را حلال كرده و پيمان الهي را شكسته و با سنّت رسول‌خدا ـ ص ـ مخالفت ورزيده در ميان بندگان خدا با گناه و تجاوزگري رفتار مي‎كند، ولي در برابر او با كردار و گفتار خود برنخيزد، برخدا است كه او را در جايگاه (عذاب‌آور) آن ستمگر قرار دهد‎. هان (اي مردم‎) بدانيد كه اين‎ها تن به فرمانبري از شيطان داده‎ و اطاعت از فرمان الهي را رها كرده‎ و فساد را نمايان ساخته و حدود خدا را تعطيل نموده‎اند، درآمدهاي عمومي (بيت المال) مسلمانان را به خود اختصاص داده‎اند و حرام خدا را حلال و حلا‎لش را حرام كرده‎اند‎ و من شايسته‎ترين فرد براي تغيير دادن (سرنوشت و امور مسلمانان) هستم
از اين خطبه و يا نامه، علّت قيام سيدالشهدا(ع) را مي‎توان اين امر دانست كه حاكمان بني‎اُمَيّه (به ويژه يزيد) اقدامات ضدّ ديني زير را مرتكب شده‎اند:
الف ـ فرمانبري از خدا را رها كرده و به اطاعت از شيطان رو آورده‎اند‎؛
ب ـ فساد را (در زمين) آشكار كرده‎اند‎؛
ج ـ حدود الهي را تعطيل كرده‎اند‎؛
د ـ بيت‌المال را به خود اختصاص داده‎اند‎؛
ﻫ ـ حرام خدا را حلال و حلال الهي را حرام كرده‎اند‎.

از اين رو است كه در زيارات وارد‎ه در باره امام حسين(ع)، شهادت به برپايي احكام الهي و سنّت پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين(ع) توسط حضرت، داده شده است:
«اَشْهَدُ اَنَّكَ قَدْ حَلَّلْتَ حَلالَ اللهِ وَ حَرَّمْتَ حَرامَ اللهِ وَ اَقَمْتَ الصَّلا‎هَ وَ آتَيْتَ الزَّكاهَ وَ اَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ دَعَوْتَ اِلي سَبِيلِكَ بِالْحِكْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ»
شهادت مي‎دهم كه تو حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام كردي و نماز را بپا داشتي و زكات دادي و امر به معروف و نهي از منكر كردي و (مسلمانان را) با پند‎ و اندرز‎ نيكو، به راه روش خود، فراخواندي‎.
و همچنين:
شهادت مي‎دهم كه تو به عدل و داد امر كردي و(مسلمانان را) به سوي اين دو دعوت كردي‎.

6ـ پيشواي سوّم درمنزل «ذوحُسَم» در توجيه حركت خويش چنين فرمودند:
آيا نمي‎بينيد كه به حقّ عمل نمي‎شود و از باطل بازداشته نمي‎شود؟ (در چنين شرايطي) بايد مؤمن، به حقّ خواهان ديدار خدا باشد‎. من چنين مرگي را جز شهادت و زندگي با ظالمان را جز ننگ و خواري نمي‎بينم‎.
امام(ع) درباره ذلت‌ناپذيري خود به عنوان هدف ديگر از قيام خويش، بيانات ديگري نيز دارد، از جمله در مقابل پيشنهاد عبيدالله كه حضرت را بين كشته شدن و بين بيعت كردن با يزيد مخيّر كرده بود، مي‎فرمايد:
«... هيهاتَ مِنَّا الذِلّه يأبي اللهُ ذلكَ لَنَا وَ رَسُولُهُ وَ المؤمنُونَ ...»
از ما دور باد كه پستي را پيشه خود كنيم، (چرا كه) خدا و رسول او از آن ابا دارند.
نكته شايان توجّه در اين فراز آن كه امام حسين(ع) عدم ذلت‌پذيري خود را مستند به امر خدا و سيره رسول‌خدا(ص) و مؤمنان مي‎داند، چرا كه مؤمن واقعي با پيروي از فرمان خدا و تأسّي به سيره رسول‌خداˆ، به هيچ رو به ذلّت تن در نمي‎دهد.
و نيز در جاي ديگر فرمود:
به خدا سوگند، من دستم را (به نشانه بيعت) همانند شخص خوار به آنان (پيروان يزيد) نمي‎دهم و همانند فرار بردگان، فرار نمي‎كنم. .
و باز فرمود:
مرگ در عزت، بهتر از زندگي در ذلّت است.
از مجموع اين سخنان، اين اهداف را مي‎توان استفاده كرد:
الف ـ ترويج حقّ و عمل به آن
ب ـ نهي از ترويج باطل و بازداشتن از عمل به آن
ج ـ عدم پذيرش زندگي ذلّت‌بار و ننگين دنيا و انتخاب زندگي با سعادت آخرت.
7ـ امام صادق(ع) در زيارت اربعين، هدف از نهضت حسيني را چنين بيان مي‎فرمايد:
(حسين بن علي(ع)) جان خويش را در راه تو (خدا) فدا كرد تا بندگانت را از بي‎خبري و سرگرداني گمراهي نجات دهد‎.
از ديدگاه امام ششم، سيدالشهدا(ع) با نهضت عاشورا، اهداف زير را تعقيب مي‎كردند:
الف ـ نجات مسلمانان از بي خبري نسبت به احكام دين و وظايف خويش در برابر پروردگار
ب ـ رهايي بندگان خدا از گمراهي با آگاه ساختن آنان به لزوم پيروي از رهبران واقعي دين


نتيجه بحث
با اندكي دقّت در اهداف استخراج شده از اين بيانات، ملاحظه مي‎شود كه امام(ع) علّت و انگيزه قيام خويش را، مبارزه با منكرات فراوان در جامعه اسلامي و تبليغ و ترويج معروف در بين مسلمانان، اعلام مي‎كنند‎. بنابراين، فلسفه اصلي و نهايي نهضت حضرت را مي‎توان در يك هدف جا‎مع و كلّي يعني «احياي فرهنگ اسلام اصيل و ناب محمدي ـ ص ـ و زدودن زنگارهاي تحريف‎ و بدعت‎ از دين جدّشان» خلاصه كرد‎. البته حضرت راهكار و ابزار لازم جهت جامه عمل پوشاندن به اين هدف را، در عنصر «امر به معروف و نهي از منكر» مي‎دانند‎. از اين‎رو در وصيّت‌نامه خود به محمّد بن‌حنفيه مي‎نويسند: «اريد ان آمر بالمعروف و انهي عن المنكر» و يا (چنان‎ كه گذشت) در زيارت‎نامه‎هاي مربوط به حضرت آمده است: «... وَ اَمَرْتَ بالمعروف وَ نَهَيْتَ عَن المنكر»
توضيح مطلب آن‎كه: اگر حضرت علّت حركت خويش را مبارزه با اموري، هم‎چون رواج بدعت‎ها، مخالفت با كتاب خدا و حلال و حرام الهي، نابودي سنّت پيامبر ـ ص ـ ، شيطان محوري و ترك خدا محوري، فساد، ظلم، بي‎عدالتي و ناامني در جامعه اسلامي، تعطيلي حدود الهي، در انحصار گرفتن و تاراج بيت‌المال مسلمانان و ... مي‎دانست، تمام اين امور حاكي از فراواني و شيوع امري به نام «مُنْكَر» در جامعه اسلامي بود‎، كه حضرت خود را موظّف به نهي از آن مي‎دانستند‎. و نيز اگر اباعبدالله(ع) جامعه اسلامي را به اموري از قبيل: عمل به كتاب خدا و سنّت پيامبر(ص)، احياي مظاهر و نشانه‎هاي حقّ، ايجاد امنيّت، اصلاح و بهبودي وضع امور امّت و مسائلي از اين قبيل، فرامي‎خواند، اين مسأله نشان‎گر آن است كه امري به ‎نام «معروف» در جامعه از بين رفته يا دست كم در حال نابودي بود‎. از اين‎رو اگر حضرت از بيعت با يزيد امتناع ‎كرده و با اين عمل، از يك‎سو، آمادگي خود را براي شهادت و مقاومت در برابر حكومت يزيد اعلام ‎كرد، و از سوي ديگر، تلاش خود را جهت برانداختن حكومت يزيد و تأسيس حكومت اسلامي، به كار ‎گرفت، در واقع سرباززدن از بيعت، به معناي نهي از منكر، ترويج معروف و اتمام حجّت با مسلمانان در باره حرمت سكوت در برابر بدعت‎ها و جنايات بني‎اُمَيّه بود و بيعت و يا حتّي سكوت در مقابل چنين حكومتي، افزون بر آن كه ترويج منكر و مبارزه با معروف بود، عذر و بهانه‎اي نيز براي افراد عادّي در همكاري با حاكمان اُموي مي‎شد‎.
به ديگر سخن‎، آنچه در سيره حسين بن‌علي به عنوان امام معصوم، مسلم و غيرقابل ترديد به نظر مي‎رسد، آن است كه شخصيّتي همانند امام حسين(ع) حاضر نبودند با شخصي هم‎چون يزيد بيعت كرده و حكومت وي را به رسميّت بشناسند‎، چرا كه حضرت با مشاهده و بررسي عمق انحرافات امّت اسلامي در عصر حكومت معاويه و سپس حكومت يزيد، به اين نتيجه رسيده بودند كه ديگر نمي‎توان با موعظه و خطبه‎هاي آتشين و سخنراني‎هاي تهديدآميز و تحريك‌كننده، انحرافي را كه در مباني اعتقادي و سيا‎سي جامعه اسلامي و نيز در دستگاه خلافت رسوخ كرده، از بين ببرند‎. بلكه تنها راه درمان و نجات امّت اسلامي، برپايي يك نهضت عميق است كه بازتاب و گستره آن، افزون بر آن‎كه فرامكاني باشد، فرازماني نيز بوده و در گستره زمان، الگويي براي آزاد مردان تاريخ باشد‎. البته در مقابل، يزيد كسي نبود كه بدون بيعت گرفتن از امام(ع)، ساكت بنشيند، چرا كه به رسميّت نشناختن حكومت از سوي افرادي هم‎چون حسين بن‌علي(ع)، به معناي ردّ مشروعيّت آن و آمادگي براي مبارزه با حكومت بود و يزيد به خوبي به اين موضوع آگاهي داشت‎.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1391ساعت 1:38 بعد از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

سلامی گرم بر برادر بزرگوارمان حاج سید عطا لله حسینی که وبلاگ حقی را  مورد تحسین قرار داده

و ما را یاد کرده اند .

سردار گرامی و برادر دلاور شما و برادرانتان در راستای اعتلای نظام سالها در لباس رزم در هر کوی برزن

با پیروی از آرمانهای حضرت امام و مقام معظم رهبری در برابر دژخیمان چه در زمان قبل از انقلاب و چه در

بعد از انقلاب مبارزات کلانی داشته اید از آن جمله  اجداد شما که در منطقه افشار قابل ستایش ودارای

نفس پاک حسینی بودند . درود بر شما برادارن حسینی و درود بر پدرتان سید جواد حسینی که همیشه

پای منبر و مسجد بود.

آری عزیزان اگر شما و رزمندگان دلیر نبودند تکاب الان کجای کشور قرار داشت اگر توانمندیهای نیروهای

گمنام حضرت حق صاحب الزمان نبود چه کسانی می توانستند از بیرق نظام جمهوری اسلامی و آرمانها

و ایده های امام و رهبری دفاع کند. پس سردار عزیز و گرامی لازم است که بنده هم از طرف خودم   و

خانواده رضوانی و دوستان و اهالی تکاب مقیم تهران (فوت نابهنگام اجدادتان مادر- پدر - و برادر بزرگوارتان

سید عبدالله حسینی را در این ایام حسینی به شما و خانواده بزرگوارتان تسلیت عرض نموده)  و     به

احترام ابا عبدالله امام حسین از خانواده بزرگ حسینی که افتخار این مرز و بوم  در زمان جنگ و حال

کمال قدردانی را کرده باشم.

در اینجا لازم است از سربازان گمنام امام زمان  از تک تکشان چه در اول انقلاب  تا حال که در راستای

حفظ حریم و حرمت نظام دست از تلاش برنداشتند . به همگی این عزیزان و سرداران واقعی نظام یک

خسته نباشید بگویم .

سردار گرامی سید عطا حسینی من هم به نوبه خودم دلم برای دوران اول جنگ و صفا و صمیمیت های

آن دوران ساده زیستی هایشان تنگ شده آری دلم برای توپ ۱۰۶ سید روح اله و آرپی جی شهید

یگانه و لبخندهای زیبای شهید حبیب اله فتاحی و تیربار بستن شهید خانی و قناسه شهید حضرتی

و دوستانم در حزب جمهوری اسلامی تکاب وحیدی - بخشایشی - عین الهی - منظوری - علیاری

وحدانیها - فرزامی - غفاری - محبوبی - درفشی -عابدی ها - و فرماندهان دوران جنگ  چراغی و

افلاکی - جباری - سماعی - سردار صادقی فرمانده عملیات  - محمد علی باقری - و محمد باقری

و سردار شهید محمد باقر محمد یاری - قادری - فرجی - شاداب - پدر مفقودم رضوانی - یاوری

 . و شمسی ها وپرچمی ها و رضویانها وشهدای  عزیز و جانبازا  گرامی که رفته اند و مانده اند تنگ شده

خدایا این مودت و دوستی بین دوستان قدیم و حالا را از ما نگیر و بقول شعری که میگوید .

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم 

خوب پس من به همه شما عزیزان دوران جنگ افتخار میکنم و  امیدوارم در رشد وشکوفائی  استعدادها

چه به لحاظ فرهنگی و چه سیاسی  و اقتصادی دست در دست هم برای تکابی آباد بکوشیم.

 

                                       امیر رضوانی  شاگرد همه شما

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1391ساعت 10:22 قبل از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

سلامی گرم بر برادر بزرگوارمان حاج سید عطا لله حسینی که وبلاگ حقی را  مورد تحسین قرار داده

و ما را یاد کرده اند .

سردار گرامی و برادر دلاور شما و برادرانتان در راستای اعتلای نظام سالها در لباس رزم در هر کوی برزن

با پیروی از آرمانهای حضرت امام و مقام معظم رهبری در برابر دژخیمان چه در زمان قبل از انقلاب و چه در

بعد از انقلاب مبارزات کلانی داشته اید از آن جمله  اجداد شما که در منطقه افشار قابل ستایش ودارای

نفس پاک حسینی بودند . درود بر شما برادارن حسینی و درود بر پدرتان سید جواد حسینی که همیشه

پای منبر و مسجد بود.

آری عزیزان اگر شما و رزمندگان دلیر نبودند تکاب الان کجای کشور قرار داشت اگر توانمندیهای نیروهای

گمنام حضرت حق صاحب الزمان نبود چه کسانی می توانستند از بیرق نظام جمهوری اسلامی و آرمانها

و ایده های امام و رهبری دفاع کند. پس سردار عزیز و گرامی لازم است که بنده هم از طرف خودم   و

خانواده رضوانی و دوستان و اهالی تکاب مقیم تهران (فوت نابهنگام اجدادتان مادر- پدر - و برادر بزرگوارتان

سید عبدالله حسینی را در این ایام حسینی به شما و خانواده بزرگوارتان تسلیت عرض نموده)  و     به

احترام ابا عبدالله امام حسین از خانواده بزرگ حسینی که افتخار این مرز و بوم  در زمان جنگ و حال

کمال قدردانی را کرده باشم.

در اینجا لازم است از سربازان گمنام امام زمان  از تک تکشان چه در اول انقلاب  تا حال که در راستای

حفظ حریم و حرمت نظام دست از تلاش برنداشتند . به همگی این عزیزان و سرداران واقعی نظام یک

خسته نباشید بگویم .

سردار گرامی سید عطا حسینی من هم به نوبه خودم دلم برای دوران اول جنگ و صفا و صمیمیت های

آن دوران ساده زیستی هایشان تنگ شده آری دلم برای توپ ۱۰۶ سید روح اله و آرپی جی شهید

یگانه و لبخندهای زیبای شهید حبیب اله فتاحی و تیربار بستن شهید خانی و قناسه شهید حضرتی

و دوستانم در حزب جمهوری اسلامی تکاب وحیدی - بخشایشی - عین الهی - منظوری - علیاری

وحدانیها - فرزامی - غفاری - محبوبی - درفشی -عابدی ها - و فرماندهان دوران جنگ  چراغی و

افلاکی - جباری - سماعی - سردار صادقی فرمانده عملیات  - محمد علی باقری - و محمد باقری

و سردار شهید محمد باقر محمد یاری - قادری - فرجی - شاداب - پدر مفقودم رضوانی - یاوری

 . و شمسی ها وپرچمی ها و رضویانها وشهدای  عزیز و جانبازا  گرامی که رفته اند و مانده اند تنگ شده

خدایا این مودت و دوستی بین دوستان قدیم و حالا را از ما نگیر و بقول شعری که میگوید .

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم 

خوب پس من به همه شما عزیزان دوران جنگ افتخار میکنم و  امیدوارم در رشد وشکوفائی  استعدادها

چه به لحاظ فرهنگی و چه سیاسی  و اقتصادی دست در دست هم برای تکابی آباد بکوشیم.

 

                                       امیر رضوانی  شاگرد همه شما

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1391ساعت 10:20 قبل از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

سلام

یکی از خوانندگان وبلاگ به اینجانب تذکری داده بودند که من از  رحیم انعامی نامی  در ورزش فوتبال

تکاب نبرده ام البته ایشان نظر لطف داشته اند ولی اگر کمی دقت کنند در صفحات گذشته و تاریخ

وبلاگ مرور کنند من مطالبی را در باره این استاد در رشته فوتبال  اشاره کرده ام .

حال بار دیگر مروری دارم به  فوتبالیست قهار و نام آشنای تکاب رحیم انعامی من با مسائل جانبی افراد

هیچ کاری نداشته و از ورزش این عزیزم  و افتخارات ایشان سخن بعمل میاورم.

رحیم  انعامی محل تولد تکاب خانه این عزیزان در دوران کودکی و جوانی بغل بانک ملی 

رحیم از خانواده ای پر جمعیت و د عین حال تنها کسی بود که  از خانواده به ورزش علاقه پیدا کرد

من رحیم را از زمانی میشناسم که در مدرسه نوری در کنار  معلمی چون رضوانی پرورش یافت

خوب رحیم در ان زمان ارام و محجوب بود و دوران بدی که برایش بعدها اتفاق افتاد او را تا حدودی از

مسیر فوتبال دور ساخت که خوشبختانه بعدها به این مشکلات فایق امد.

تیمهائی که رحیم انعامی در ان عضو بود میتوان به پورا که در دسته اول تهران بازی میکرد و در تکاب هم

حاجیانپور - فرزامی -  افشار جوان - .....................  در ضمن رحیم مربی شاخصی بود که در ان زمان

 با مربیگری خود بارها بعنوان مربی و بازیکن افشار جوان را به مقامهای اول تکاب  و صعود به لیگ استان

برد که بنده در مقطعی بعنوان سرپرست تیم افشار جوان  در کنار یارانی چون - کاکائی - رضا قاسمزاده

حبیب قربانی - هادی قربانی - آیت      - سروی -  اباذر بیگ زاده - میکائیلی - علی چوپان افشار

و...................  خیلی از بازیکنان عزیز که دستمایه رحیم انعامی بودند .

رحیم بازیکنی تکنیکی و تاکتیکی با قدرت بالای بدنی که دارای هوش سرشار در هافبک وسط بودند

امیدوارم که این دوست عزیز و مربی ارزنده بتوانند با درایتی که در ایشان در زمینه فوتبال سراغ دارم

موفق و موید باشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1391ساعت 10:19 قبل از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

بیاد  سردار  عزیز جانباز قهرمان شهید  باقر  محمد یاری

سردار باقر محمدیاری  چه زود رفتی از این دیار وای باورم نمیشود سردارم  فرماندهم 

چرا تنها رفتی کاش من هم میتوانستم با گروهان شهادت تو بیایم خدایا ببین چه گلهائی از میان

ما گلچین میشوند و تک تک پیش معبودشان میروند. فرماندهم . مربیم . ای دلورمرد جبهه های

جنگ حق علیه باطل چرا تنها خانه وکاشانه را ترک کردی و ما را با خود نبردی . میدانم تو هم از بودن در

این دنیای فانی خسته شدی سالها ای بزرگ مرد تاریخ جنگهای چریکی و عملیاتهای نامنظم

در کوههای کردستان آذربایجان - دو  لتو - پیرانشهر - سردشت - میدانم تو هم از ما دل چرکین رفتی

میدانم تو هم از دست نامرادیهای زمانه قلبت را هدیه کردی  - آری درد زخمهای زبان را به جان و تن

خریدی ماندی و مقاومت کردی اما  تنها  خسته  و از دست زمانه رفتی  ای ابر مرد  ای سرباز آقا امام

زمان ای پیرو امام و مقلد رهبری تا آخرین لحظه ها همیشه با نظام  و مردم بودی حرمتت همیشه

در دلمان حفظ خواهد شد.

خیلی دوست داشتی روزی بر کرسی مجلس بنشینی و از حقوق شهروندانت  دفاع کنی  اما حیف

که در این روزگار بخیلان وحسودان نگذاشتند اما خوشحال باش سردار جنگ تو پیش خدای خود رو

سفید رفتی و ما روسیاهیم اگر دلت را شکستیم - اگر  نتوانستیم برایت نیروئی خوب باشیم .

اما این را بدان که حقیقت همیشه زنده هست  و من نویسنده تو را همیشه نماینده م شهرستان تکاب

در مجلس شورای اسلامی میدانم.

آری ای سردار جانباز که نمیدانم چرا بعد از سالها وجود جراحت جنگ بر تنت  نامت را جزو شهدا قرار

ندادند. اما این را بدان که من  جانباز امیر رضوانی که نیروی گردان  تو بودم و اولین مربی من در کشتی

بودی به تو افتخار میکنم و میگویم اش جانباز سر افراز اشی شهید دلاور زمانه سرت را در روز محشر

بالا خواهی گرفت و به حق ملائک تو را در میان بهشتیان اسکورت خواهند کرد.

من شهادت جانباز دلاور سردار باقر محمد یاری را به همه دوستان - خانواده محترمشان - سپاه پاسدارن

دادگستری محترم - شورای حل اختلاف - شورای شهر تکاب - ورزشکاران - برادر گرانقدرشان رسول

محمد یاری و تمامی نیروهای زمان جنگ تحت فرماندهی ایشان تسلیت میگویم  و خود را جزئی از

خانواده بزرگ ایشان میدانم و سوگوارم و سیه پوش خدا او را قرین رحمت خویش بفرماید.

 

امیر  رضوانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391ساعت 5:51 بعد از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

ارومیه- خبرگزاری مهر: به دنبال ریزشهای جوی چند روز گذشته در اکثر مناطق آذربایجان غربی، ارتفاع برف در محور مائین بلاغ تکاب به 30 سانتی متر رسیده و با توجه به وزش باد شدید ، بروز کولاک در این محور گزارش شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، ارتفاع برف در گردنه مائین بلاغ محور تکاب - شاهین دژ به 30 سانتی متر رسیده ولی بر اساس اعلام رئیس اداره راه و شهرسازی تکاب، با وجود تداوم بارش برف، تردد در این محور همچنان ادامه داشته و گروه های راهداری مستقر در این محور از روز گذشته در حال برف روبی و پاکسازی هستند


 محور مائین بلاغ تکاب در محاصره برف و کولاک
 

رییس کمیته بانوان هیات فوتبال آذربایجان غربی از دعوت دو بانوی فوتبالیست این استان به آخرین مرحله اردوی آمادگی تیم ملی کشور برای حضور در مسابقات فوتبال زیر 16 سال آسیا خبر داد.


برچسب‌ها: فاطمه حیاتی و پروین اکبری

آواي تكاب به نقل از روابط عمومی اداره ورزش و جوانان شهرستان تکاب :بازی برگشت مابین پرسپولیس تکاب و شهرداری پیرانشهر در پیرانشهر به دلیل بارش شدید باران برگزار نگردید و به روز پنجشنبه مورخه ۲۵/۸/۹۱ موکول شد.

 لازم به ذکر است که بازی رفت این دو تیم در تکاب ۲ به ۱ به سود پرسپولیس پایان یافته بود.



سمیرا رستم زاده نائب قهرمان مسابقات تکواندو قهرمانی استان شد..

آواي تكاب به نقل از روابط عمومی اداره ورزش و جوانان شهرستان تکاب :این مسابقات به میزبانی ارومیه در تاریخ ۱۸/۸/۹۱ با شرکت تکواندوکاران از سرتاسراستان برگزارشد که تنها نماینده شهرستان تکاب سرکارخانم سمیرا رستم زاده با مربیگری خانم سونیا ستاری بود که توانست باشکست رقبای خود به مدال نقره این دوره ازمسابقات دست یابد.


 

میرصالحی همچنین با اشاره به فرش افشار تکاب که شهرت ملی دارد افزود : فرش افشار تکاب که به ثبت ملی رسیده است در اولویت برنامه های مرکز ملی فرش ایران برای معرفی جهت رسیدن به ثبت جهاني قرار دارد .



ادامه مطلبانهدام 3 باند حفاری غیر مجاز در محوطه های تاریخی آذربایجان غربی
ارومیه- خبرگزاری مهر: فرمانده یگان حفاظت میراث فرهنگی آذربایجان غربی از انهدام 3 باند حفاری غیر مجاز در محوطه ها و تپه های تاریخی استان از ابتدای سالجاری تا کنون خبر داد.


 

                                  تيم فوتسال نوجوانان قايقران كه در مسابقات قهرماني استان شركت كرده بود به عنوان چهارم دست يافت. اين مسابقات با حضور شش تيم به مدت سه روز به صورت دوره اي در شهرستان مياندوآب برگزار گرديد. نوجوانان قايقران كه با تركيبي يكدست و مستعد در اين مسابقات شركت كرده بود به دلايل زير نتوانست به هدف خود كه قهرماني استان بود دست يابد و با دو برد و سه باخت به مقام چهارمي بسنده كرد:

منبع : اوای تکاب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391ساعت 5:2 بعد از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

 
 
اطلاعیه شماره 7
(شنبه مورخه 28-5-91)
 

داوطلبان عزیز مجوز برگزاری آزمون بایستی از طرف معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور صادر شود.لذا به محض حصول نتیجه مراتب از طریق همین سایت به اطلاع شما خواهد رسید.هر هفته روزهای شنبه آخرین اخبار و اطلاعیه ها را از طریق همین سایت مشاهده نمایید.

استانداری آذربایجان غربی

 آواي تكاب:  تابه حال 7 اطلاعيه صادر شده است ولي انگار قرار نيست به اين زودي ها اين آزمون برگزار شود تا شركت كنندگان آن از بلاتكليفي نجات پيدا كنند و  شركت كنندگان بعد از اين آزمون تمركز خود را برروي آزمون استخدامي شهرداري ها بگذارند . اميد است كه اين آزمون به سرنوشت داستان استخدامي شهرداري ها منجر نشود

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 2:0 بعد از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

 به مناسبت گرامیداشت هفته دولت داعی فرماندار تکاب در مراسم نماز جمعه اين هفته شهرستان تکاب سخنراني نمود.

 داعی  ضمن قدردانی از حضور پر شور مردم در راهپیمایی روز جهانی قدس ياد وخاطره شهداي دوران دفاع مقدس وشهداي دولت رجائي وباهنر و شهدای این شهرستان را گرامي داشت.

فرماندار از زلزله بوقوع پیوسته در استان آذربایجانغربی ابراز تاسف و با بازماندگان آنان ابراز همدردی کردند.

داعی برگزاری اجلاس سران غیر متعهد ها در ایران را نشانه ای  از تاثیری گذاری کشورمان  بر معادلات جهانی دانسته و توطئه کشور های استکباری در جهت منع کشورها  از حضور در ایران را نشانه ای از ضعف و زبونی و درماندگی آنها دانستند.

فرماندار با اشاره به ترور های اول انقلاب و حضور منافقان در شکل دولت گفت: منافقان قصد داشتند انقلاب را به انحراف کشیده و از مسیر اصلی جدا کنند اما به حول و قوه الهی و با رهبری مدبرانه امام خمینی (ره) با شکست مواجه شدند و با نثار خوش هزاران شهید انقلاب به پیروزی رسید.

داعی در ادامه صحبت هاي خود افزود: بمناسبت گرامیداشت هفته دولت چندین پروژه عمرانی  با اعتباری بالغ بر 15 میلیارد تومان در این شهرستان افتتاح و  به بهره‌برداری می‌رسدکه از جمله آنها افتتاح سد احمد آباد با حضور استاندار معزز  و یک باند کمربندی می باشد.


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 1:59 بعد از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 


عشقي مدير آموزش و پرورش تكاب به مناسبت روز پزشك با مسولين بهداشت و درمان شهرستان و برخي از پزشكان ديدار و اين روز را به آنها تبريك گفت.

 

به منظور تكريم از فعالان عرصه بهداشت و درمان شهرستان تكاب و به مناسبت روز پزشك عشقي مدير آموزش و پرورش تكاب به همراه معاون پروشي و تربيت بدني و كارشناسان بهداشت و روابط عمومي با حضور در محل كار مدير شبكه بهداشت و درمان شهرستان روز بزرگداشت شيخ الرئيس بوعلي سينا و روز پزشك را خدمت ايشان تبريك گفت.

در اين ديدار عشقي ضمن تبريك اين روز خجسته به آقاي دكتر سعيدي و همكاران ارزشمند ايشان براي تمامي فعالان عرصه بهداشت و درمان آرزوي توفيق و سرافرازي نمود. همچنين در جريان اين ديدارها با برخي ديگر از پزشكان شهرستان نيز ديداري صورت پذيرفت .


ایکاش در این ایام پزشکان هم در خانه فرهنگیان بی بضاعت حضور بهم میرساندند و یا خود مدیریت محترم آموزش و پرورش از باز ماندگان  بازنشستگان دلج.ئی میکرد چون یک پزشک نیازی به دلجوئی ندارد پس  چشم به راهتان هستند بازنشستگان ومستمری بگیران و فرزندان بیکار این قشر عزیز و عظیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 1:58 بعد از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 


آواي تكاب به نقل از پایگاه "دفتر انضباط تکاب"امتحانات تابستان۱۳۹۱ انجمن خوشنویسان ایران ، بصورت هماهنگ وکشوری در شهر ما نیز برگزارشد.

نکته ای که در این امتحانات اهمیت داشت این بود که استاد اباصلت صادقی هنرمند خوشنویس برجسته کشوری ، در این امتحانات حضور نداشت . تکاب مهد افرادی همچون وی بود . استاد صادقی تمام طول هنرمندی خود را در زادگاه خود تکاب ، گذراند . وی میتوانست مانند بقیه ، به شهرهای بزرگتر برود و به جاهای بزرگتری برسد ؛ اما عشق او به شهرش مانع این امر شد ... بی شک وی یک تکابی واقعی بود؛ ولی افسوس که دیگر در کنار ما نیست .ای کاش ... ای کاش در هنگامی که در قید حیات بود قدرش را می دانستیم( می دانستند) ...



آواي تكاب به نقل از پایگاه "دفتر انضباط تکاب"امتحانات تابستان۱۳۹۱ انجمن خوشنویسان ایران ، بصورت هماهنگ وکشوری در شهر ما نیز برگزارشد.

نکته ای که در این امتحانات اهمیت داشت این بود که استاد اباصلت صادقی هنرمند خوشنویس برجسته کشوری ، در این امتحانات حضور نداشت . تکاب مهد افرادی همچون وی بود . استاد صادقی تمام طول هنرمندی خود را در زادگاه خود تکاب ، گذراند . وی میتوانست مانند بقیه ، به شهرهای بزرگتر برود و به جاهای بزرگتری برسد ؛ اما عشق او به شهرش مانع این امر شد ... بی شک وی یک تکابی واقعی بود؛ ولی افسوس که دیگر در کنار ما نیست .ای کاش ... ای کاش در هنگامی که در قید حیات بود قدرش را می دانستیم( می دانستند) ...


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 1:55 بعد از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

مسابقات کاراته قهرمانی کشور طی ۳ روز در تاریخهای ۱ - ۲ و ۳ شهریور در شهر قدس تهران با شرکت ۲۸ استان و ۷۵۰ کاراته کا برگزار شد.

تیم استان آذربایجانغربی نیز در این مسابقات با مربیگری استاد ایرج اکبری از شهرستان تکاب در قالب تیم منتخب استان شرکت و توانست عنوان پنجمی کشور را در بین ۲۸ استان کسب نموده و ۳ نفر از کاراته کاهای تکابی توانستند به مدال طلا و برنز این مسابقات دست یابند .کسب این پیروزی با ارزش را به عموم مردم ورزشکار و ورزش دوست شهرستان تکاب بالاخص تمامی کاراته کاهای این شهرستان و مربی زحمتکش ایشان ( ایرج اکبری) تبریک می گوئیم .

علی فریدی :   رده سنی جوانان                ۶۷- کیلو گرم                     طلا

یاسین قدسی:        رده سنی نونهالان      ۵۰+ کیلو گرم                     طلا

مسعود عنایتی:      رده سنی جوانان         ۷۴-کیلوگرم                       برنز

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 1:52 بعد از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

 تکاب شهر من

باز میخواهمت وطن و می خواهم بنویسم درد دلم رو باز

باز می خوانمت وطن از اینکه دورم  ولی بدان بی تو من پوچم

باز میخواهمت و می خوانمت و می مانم برایت یک فرزند ای تکاب عزیز

باز دلم گرفته باز دلم هوای تو کرده باز یاد تابستان داغ و زمستان سوزناکت افتادم

باز وطن خود  درآشنائی چنان غریبی که من در غربت این غریبی را احساس میکنم

تکاب  ای شهر من ای زیبای من ای غریب و تنهای من

تکاب  شهر شیران  ای مهد پر از علم وادب

تکاب ای جایگاه تخت سلیمان نبی و در وجودت زاده ای تخت سلیمان را همی

تکابم ای شهر  شیران ای یادگار خسروان

شهر من شهر تکاب این مرزو بوم آشنا  .........

سالها است جان گرفته کشتی اندر شهر ما

پهلوانی  باید اندر ورزش کشتی جوان

همچو تختی بایدت نامت نشیتد بردلا

باب رضوان را گشودی  ای امیر

گشته ای بر دام پر دردان اسیر

چشم بر در کی نشان یابی زاو

از پدر دوری دل غمگین اون

تکاب ای شهر بی آ ب و تشنه آبادانی

تکاب ای شهر شهد و عسل و فرش آهنین ای شهر شهیدان خدا

تکاب ای تک در اندیشه و ناب در پرورش

تکاب ای موطن خاطرات دوران کودکی هایمان

تکاب ای سرزمین پدری که او هم در غربت دلش برایت تنگ شده است

تکاب ای که مادرم نیز در این شهر آشنا غریبی بیش نیست

تکاب کجا رفت آن همه محبت و مهر و عاطفه

تکاب کجا رفتند پرچمی ها و یاریها و ملکیانها ورضوانی ها وبدخشی ها و رحمتی هاو فتاحی شمسی

تکاب جانبازانت در راه دفاع از حقانیت اسلام و شهرشان و عزتشان جانباختند الان به بی جانم بودن

شهرشان  اشک میریزند

تکاب کو آا باغ ملت پر شکوه کو آن (منجیق تپه) و کو آن ساری داش و کوآن قره سو و کو آ آب ساروق

تکاب  روزگاری تو را در پهلوانی در استان و ایران نامی دگر بود (بالاجا شوروی)

تکاب پس کو آنهمه ابهت عزت و عظمتت  جلال و شکوهت .

تکاب عزیز ورزش قهرمانی شده ارزش اما پهلوانیها و ارزشهای والای انسانی در این راه گم شده

تکاب  پیشکسوتانت خیلی مظلوم مانده اند  دیگر کسی نیست سراغی از این شیر دلان و مردان حق حالی بپرسد . پیشکسوتانی چون مرحوم نفدی – تائی – مختاری – شاداب – بدخشی – اقیانوسی – رضوانی -  خالدیان- اردلان – جانباز مرادی – مجتبی صدیق افشار- عبدالله  بهشتی- فیضی – عباس زاده -  منصور کاکائی – نادر شیروند – لطیف – تقوی- ثابتی – ملکیان – فروغی – کثیری – قادری – بایز قاسمی

مرادیان – حقیقت – حاجیانپور – موسوی –محمد پور – انغامی – غلامی – ساعتی – محمد یاری - 

محبوبی -  شجاعی – شهابی ها در فوتبال و والیبال  دهقان و ارجمند  افشارچی و واعظ و فردین فروغی

ملکیانها و خوب اینان از قدیمیهای ورزش تکاب بودند و الان کجایند وچه میکنند آیا احوال از این بزرگمردان نیکنام جویا هستید .

وای بر من

وای بر تو

وای بر ما

وای بر شما

تا زمانی که زنده و حی و حاضریم و پهلوان زنده را عشق است و بس

وقتی که دیگر نیازی به اونیست از اذهان فراموش شده

وای بر ما که مرده پرستیم و مرده ستا

وای برما چه بر سر ما امده که اینک  دود الکل غیبت و تهمت جایگاهی والا در شهرمان بدست اورده است

وای برما که در تربیت فرزندانمان کوتاهی میکنیم

وای برما که دخترانمان ظاهر یک مومنه رو رعایت نمی کنند

و پسران ما ابرو برداشته وآلرو میبرند

وای بر ما چه شد ترس از بزرگان و پدران ومادران

چه شد ترس ارز معلمان مدرسه  ترس از روی احترام بود عزیزان من

اری تو را خدا چه بر سر ما و شما و من وتو امده و چه بر سر ورزش و فرهنگ این مرزو بوم امده

چه بر سر شهر عزیزمان تیکاب  یا تیکان تپه و تکاب فعلی آمده ایکاش تکاب تو رو تیکان تپه صدایت

میکردند  اما اصالتت رو از تو نمی گرفتند وای بر همگان که در ساختن فرهنگ و شهرمان تکاب کوتاهی

کرده ایم  و باید بر خود وظیقه بدانیم از کوچک به بزرگ و از معلم به استاد از کارمند به وزارت

از مقیم تا کوچ کرده دست به دست هم در آبادانی تکاب شهر عزیزمان بکوشیم .آری با شما هستم مردان تکابی که در وزارتخانه های مختلف بوده و  پز و قیافه مدیریت میگیرید و از یاد تکاب و مردمانش غافل نگذارید نامتان را بیاورم که وقتی مرجوعین تکاب میایند خود را قایم میکنید یا اینکه در جلسه هستید و مسافرید. وای بر شما ها که اصالت تکابی بودن رو  گم کرده اید  از پدر ومادرانتان دور شده اید و مسئولیت و پول و قدرت چشمتان را کور کرده اهای باشما نترسید داد بزنید وبگوئید من تکابی هستم و به تکابی بودنم افتخار میکنم من فرزند تکابم اما وای به حالتان روزی در انتخابات یاد تکاب بیا فتید رسوایتان خواهیم کرد برای رسیدن به قدرت مردم را نردبان و پله ترق خود نکنید شما خادم این ملت هستید نه خائن به ملت پس خدمتگزاری را از الان برا شهرتان شروع کنید شهر مظلوم شهر شهید پرور شهر جانبازان روستائیان و شهر غریب ....................

تکاب ای پرورانده اساتیدی بزرگ  و تکاب ای شهر معنویان و تکاب ای روح بلند سرزمین ایران که در تو چه بزگمردان و صاحب قلمان  دین و اندیشه و هنر و ورزش پرورش یافته است تکاب چرا تو همیشه اینگونه تنها و غریبی و تو را کسی نمیشناسد و از تو استفاده سو میشود تکاب ای عزیز ترین مام وطن که روزگار محل  حکومت بزگانی بوده ای و روزگاری محل تاخت و تاز دشمنان این مرزو بوم تکاب ای تجلی گاه غیرت و مردانگی که در وحدت خود تکی (کرد – ترک – اهل حق)  تکاب ای  شهر شهید پرور شهر جوانمردیها و پهلوانیها  تکاب ای شهر شهد عسل و فرش آهنین و طلای ناب آغدره وزره شوران و تکاب ای جایگاه مادران ستم کش و کارگران و کشاورزان زحمت کش  و تکاب ای  در تو پرورانده شده تخت سلیمان نبی و کوه آتشفشان ورودخانه ساروق و آبشار قینرجه و باغهای زیبا و قشنگ سیب حسن آباد و گرمی های میوه ای که توسط کشاورزان بنام (گرکا) در کوهای تو پدید میایدوتکاب توئی که در خودت ایوب انصارها و تخت سلیمان نبی ها و کوهای  سر به فلک کشده سورسات و  طویله داغی و گردنه  سردسیر همیشه برفی مائین بلاغ و گوی آغاجها و باغات میوه انگور و سیب یلقون آغاج و قجورها و پدران وماردان ما که در روستاهای حاجی باباها الان خود بابا بزرگ شده اند وتکاب ای زمستانهای سرد و سوزانت و برفهای انباشته شده در جاده ها وکوهایت  و تابستانهای خشک و گرمت و بهار زیبا و پر از درختان و کوههای سرسبزت و پائیز باد و باران وخاکیت و و بازار پنج شنبه و جنعه سر مزار شهدا و از دنیا رفتگانت و تکاب این همه از این شهر مدیرانی پرورش یافتهاند وودر دیاری غریب افتخار میافرینند  اما نمیدانم چرا به تو شهر قدیمی شهر شیز  شهر باستانی  شهر پر افتخار و شهری که خود مظلومانه در دره ای در پرتگاه آذربایجانها و کردستان  وزنجان  کور سوئی از صدای زندگی مردمانی اصیل و باشرف زندگی میکنند و از جمله هنرمندانی صاحب علم و قلم و اندیشه  ورزشکارانی پهلوان و اندیشمندانی که در کشور و دنیا حرف اول را میزنند نمیدانم چرا به فکر این اب وخاک  که قدمت تاریخی آن به دوران ساسانیان می رسد و شهر شیز گویندش .

این عزیزان فقط برای جاه و مقام میجنگند و به فکر زادگاه  و وطن ابا و اجدادیشان نیستند . ایکاش میتوانستم

ایکاش چنان قدرتی داشتم و ایکاش چنان سرمایه ای تا در این شهر خدمتگزاری  ناقابل بودم چون  شهر نیاز به باسازی و مرمت دارد و جاده هایش سوز دل انسان را بیشتر میکند و کمبود و وفقرش ادمی را بی تاب و طاقت میکند و بیکار جوانانش  یاس و نومیدی را به خانواده ها میاورد من در این مانده ام چرا تکاب عزیزم با داشتن سرمایه و منابع ملی و معدنی  عاجز از رشد در مقوله های اقتصادی  و فرهنگی و سیاسی میباشد.

چرا نباید جوانان برومند این شهر عوض تفریحات سالم دنبال دود و تفریحات ناسالم باشند چرا باید بیکاری این جوانان را به بیراهه ببرد. چرا مگر مقام معظم و معزز رهبری و ریاست محترم جمهور باره به  مسئولین  در باره شهرهای مظلوم ومحروم تذکرات لازم را نداده اند چرا باید در این شهرها سرمایه گذاری لازم نشود چرا باید وامهای کلان توسط یه عده خاص صرف امور شخصی گردد اما وامهای 1 تا دو میلیونی در بانکها با هزار دردسر و چندین ضامن به این عزیزان داده شود آیا وام 2و 3 میلیونی که حقوق و دستمزد یک  مدیر در اداره هست کفاف بیکاری سالها جوان تکابی را میدهد. البته حقوق مدیران به حق اما  بحث درآمد بود.

آیا نباید  شورای محترم شهر و فرمانداری محترم  وقت  و استانداری برای تامین منابع نیروی انسانی  در استخدامیها از افراد بومی استفاده کنند. و یا راهکاری برای معضل بیکار  پیدا کنند از آنجائیکه مسئولین استان و شهرستان تکاب ار افرادی لایق و دلسوز هستند و پیرو ولایت برای ارامش  جوانان و پدران ومادران و شهر تکاب باید کمسیونی  تشکیل داده و این موضوعات به اطلاع مقامات بالاتر رسیده  تا بتوانند از شهر مظلوم تکاب وحق و حقوق جانبازان و شهیدان معزز این شهر بی دفاع دفاع نمایند .

اری نماینده گان محترم مجلس شهرستانهای تکاب – میاندواب و شاهیندژ شما که وعده و وعید دادید برای آبادانی این شهر غیور پس این گوی و این میدان  تکاب و مردم نجیبش دست نیاز  برای حل مشکل شهر عزیزشان بسوی شما مردان قانون که خود منتخب این مردمید دراز کرده و دستانتان را می فشارند یا علی مددی نما .

 

  نویسنده      امیر رضوانی

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 1:20 بعد از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 


 
منبع آوای تکاب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1391ساعت 11:32 قبل از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

 

بنام خداوند جان و خرد

با عرض سلام و درود بر درگاه خداوند منان( نعمت الهی  داشتن فرزندان نیک است) . امیر رضوانی که خود جایگاهی  رفیع در ورزش استان آذر بایجان داشت و از شهرستان تکاب  قدم  به عرصه ورزش و جنگ و جهاد گذاشت و خود را با تحصیلات عالیه  و حضور در میادین ورزش در سطوح مختلف کشوری  بالاخص دانشگاههای ایران که اینک خود از ورزشکاران نیک و مربیان کار بلد می باشد.

فرزندان این پهلوان و ورزشکارمحبوب و جانباز تکابی آذربایجانغربی اینک در  تحصیلات خویش  موفق بوده و در مدارس تهران و با معدل بالا به عناوینی  دست یافته و از آن جمله دختر ارشد ایشان هانیه رضوانی

در دبیرستان مشهور نمونه دولتی تهران بشری با کمکهای مدیران و مشاورین و معلمین  این دبیرستان همیشه جزو 10 شاگرد برتر این مدرسه در سطح تهران بوده و با استعداد بالائی که دارد انشالله میتوند در رشته  پزشکی حرفه ای حرف اول را بزند.

در ضمن هانیه رضوانی در رشته ای ورزشی  که بوده صاحب عناوین و تبحر خاصی هست از آن جمله نفر اول سنین پایه سال 1379 رشته ژیمیناستیک که در ورزشگاه شهید حیدرنیا به مراتب عالی این رشته دست یافت.

هانیه رضوانی سالهای بعد در رشته تکواندو به کمربند قهوه ای و بارها در مسابقات تهران  مبارزه و عنوان دومی را در مناطق تهران کسب کرد.

و اما ایشان در شنا به مهارت خاصی دست یافتند که توانستند  به عنوان بهترین شناگر در مد رسه و در قهرمانی تهران شرکت جویند

اما پایان کار ایشان نبود چون از کودکی  اسکیت را دوست داشتند با پشتکار خویش توانستند  در این رشته بعنوان کاپیتان تیمشان را در منطقه نوزده به مقام دومی برسانند.

اما ایشان به علت علاقه به رشته درسی خویش و بعلت  اینکه دوست داشتند  بهترین رشته  را قبول شوند فعلا از فعالیتهای ورزشی ایشان خبری نیست انشالله ای ورزشکار تحصیلکرده بتواند در رشته مورد علاقه خویش که پزشکی حرفه ای هست قبول شوندو

اما فرند بعدی پهلوان  فاطمه  رضوانی که کلاس سوم ابتدائی را به درجه عالی   به پایان رسانده نیز

در دو رشته ورزشی فعالیت دارد. 1- کارته که دارای کمربند قرمز میباشد

و 2-  توانسته جا پای خواهر بزرگتر گذاشته و در رشته ژیمیناستیک  امسال مقام اول  در رده سنی خویش

در منطقه نوزده و چند منطقه را کسب کند.

3- محمد رضا رضوانی فرزند کوچک و علاقمند به رشته کیک بوکس  که اینک ژیمناستیک کار مینکد

و نرمشها و آموزشهای خود را زیر نظر استاد مسعود مصطفوی   مربی تیم ملی نو جوانان و جوانان  فنون

بوکس را می آموزند تا جا پای پدر بگذارند که خود از کشتی گیران و بوکسورهای خوب بود گذارد.

 

 

 

                         نویسنده مطلب           مصطفوی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1391ساعت 11:9 قبل از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

حماسه ای دیگر آفریدند این ملت غیور ایران و فجری دوباره آغاز کردند این آذریها و کردهای منطقه  تکاب شاهیندژ و میاندواب. تبریک تبریکی به عظمت آقیانوسهای دنیا و کهکشانهای راه شیری به مقام عظمای ولایت سید علی خامنه ایو عرض تبریکی به کلیه کاندیداتورهای مجلس نهم چه رای اعتماد مردم را گرفتن و چه آرای لازم را کسب نکردند. اما در این حماسه حضوری پر شور داشتند.

 بالاخص دوستان و عزیزان  بزرگوارمان جناب آقای  بیگی -  عیسی زاده – میرزائی – محبی نیا – حمدی و سایر کاندیداها  که در این حماسه بزرگ شریک حماسه سرائیهای ملت غیور ایران  بودند که با پیروی از آرمانهای اما ارحل و رهنمودهای مقام عظمای ولایت بر تفکرات بد . پلید . پیروز شدند.

و باری از منتخبین ملت منطقه تکاب شاهیندژ و میاندواب که برادران ارجمند حاج آقا بیگی و سردار گرامی عیسی زاده هستند تبریک جداگانه ای گفته و امید از خداوند تبارک وتعالی انشالله به مناطق سه گانه میاندوابوشاهیندژ  بالا خص شهرستان مظلوم تکاب نگاه ویژه ای داشته باشند.

 

البته با درایتی که در وجود این بزرگمردان می بنیم  به حول قوه الهی در این را ه گامهای موثری برای

-         ورزش  -  اقتصاد – -آاموزش – و و تولیدات کشاورزی گامهای موثری را بر خواهند داشت

-         بالاخص   برای تفکیک سازی این شهرستان (تکاب) انشا اله مثمر الثمر خواهند بود .

-         جناب آقای  بیگی  این خدمتگزار در وزارت جهاد کشاورزی  پیروزی شما را در این عرصه انتخاباتب

همانا پیروزی  امت غیور منطقه بر تفکرات واهی دشمنان انقلاب و اسلام دانسته و  آرزوی کامیابی دارم.

-         برادر سردار عیسی زاده  این خدمتگزار در وزارت جهاد کشاورزی  پیروزیتان را که خلق

-         حماسه ملت غیور منطقه بود را به شما نیز تبریک گفته و برایتان آرزوی موفقیت دارم.

 

و اما تبریکی جانانه به همه امت شهید پرور و سلحشور منطقه  از عزیزان ترک و کرد که دست به دست هم داده و نشان دادند که مجموعه ای از انسانهای با شرفی هستند که برای رسیدن به حق واقعیشان حامی  نظام و انقلاب هستند و پیروی از راستین های نظام می باشند که با قامتی بر افراشته پای  صندوقهای رای رفته و با شرکت خود در این همایش سراسر ی که در این سهم هفتاد میلیون ایرانی بر میلیارد های آمریکااسرائیل – انگلیس و منافقین پیروز شدند.      

 

درود بر شما امت غیور شهرستانهای  تکاب – شاهیندژ ومیاندواب  انشالله  با ظهور آقا امام زمان شاهد بر پائی یک حکومت واحد اسلامی در جهان را شاهد باشیم.

 

 

                                                         نگارنده مطلب   امیر رضوانی

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 9:44 قبل از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

مسابقات شنای قهرمانی استان مقاطع تحصیلی ابتدایی ُ راهنمایی و دبیرستان طی روزهای ۲۹ و ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ درارومیه برگزارشد.

این دوره از مسابقات که با شرکت ورزشکاران از ۷ شهر استان برگزار می شدتیم شنای شهرستان تکاب با مربیگری مربی زحمتکش( خانم فتحی) به عنوان باارزش نایب قهرمانی استان دست یافت.

اسامی قهرمانان این دوره از مسابقات از شهرستان تکاب

لیدا کسالایی              هانیه توسلی           هستی اخوان            زهرا رحمتی          افسانه سعیدی           زهرا قربانخانی                سیده میترا شبیری           سلدا دولتیاری         سیده سمین کاکایی            زهره اسدی             سیمین رضوانی            کوثرمردی          ام فروه کاکایی     زهرااسدی       یلدارضوانی 

ستاره مسابقات :  لیدا کسالایی با سه عنوان اولی ویک عنوان سومی

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 9:52 قبل از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 


      

تيم فوتسال قايقران برابر شهرداري مهاباد به تساوي 3 بر 3 دست يافت.

روز جمعه 5/12/90 هفته ي دوازدهم مسابقات ليگ برتر فوتسال آذربايجان غربي پيگيري شد كه در يكي از اين بازيها تيم قايقران در شهر مهاباد برابر تيم شهرداري اين شهر به تساوي رسيد. اين بازي كه از سطح فني بالايي برخوردار بود پر از حوادث جالب و تماشايي بود. در دقايق اول بازي اين تيم شهرداري بود كه بازي را در دست داشت و حملاتي را روي دروازه ي قايقران تدارك ديد كه چند شوت زيباي حريف توسط سينا شمس دروازه بان قايقران بي ثمر ماند. ولي حدود دقيقه ي دهم بازي شهرداري مهاباد به گل اول بازي دست يافت و با نتيجه يك بر صفر از قايقران پيش افتاد. در ادامه ي بازي تيم قايقران بازي را در اختيار گرفت و با ايجاد چند موقعيت خطرناك و حفظ توپ، بازيكنان حريف را وادار به انجام خطاهاي پي در پي نمود تا اين تيم مرتكب 5 خطاي تيمي شود ولي عليرغم بازي زيباي قايقران در اواخر نيمه ي اول ، اين نيمه با همان نتيجه ي يك بر صفر به نفع مهاباد به پايان رسيد. با شروع نيمه ي دوم همانند بازيهاي قبل تيم قايقران بهتر عمل كرد و با ارائه ي بازي زيبا و هجومي به گل تساوي دست يافت. اين گل توسط بازيكن ارزنده ي قايقران، سيامك حكمتي بدست آمد.در ادامه نيز قايقران چند فرصت خوب را از دست داد تا اينكه باز اين تيم شهرداري باشد كه به گل برتري دست يابد. گل دوم شهرداري مهاباد طي چند پاسكاري عالي و ضربه اي دقيق بدست آمد. اين گل نيز دقايقي بعد با حركت و پاس عالي سيامك حكمتي و ضربه ي تمام كننده ي سجاد بهاري پاسخ داده شد تا نتيجه 2 بر 2 شود. سجاد بهاري كه گل دوم قايقران را به ثمر رسانده بود با دو خطايي كه به فاصله ي چند دقيقه مرتكب شد  با دريافت دو كارت زرد پياپي هم از زمين بازي اخراج شد و هم قايقران را صاحب 5 خطاي تيمي نمود. اين اولين كارت قرمز بازيكنان قايقران در طول مسابقات امسال بود. به هر حال تيم قايقران مجبور شد كه 2 دقيقه با يك بازيكن كمتر بازي كند كه در طي اين زمان بازيكنان قايقران به خوبي توانستند دفاع كنند و با انجام يك بازي منطقي حتي صاحب موقعيت بر روي دروازه ي حريف شوند . طي اين دو دقيقه گلي به ثمر نرسيد تا بازي به روال عادي خود برگردد. به فاصله ي دو دقيقه به پايان بازي تيم حريف به گل سوم دست يافت تا براي سومين بار در اين بازي جلو بيفتد. تيم قايقران كه نتيجه را از دست رفته مي ديد دست به بازي انتحاري زد و با اضافه نمودن مرتضي گلي به تركيب ،سراپا حمله شد. طي يك دقيقه ي پاياني چند موقعيت خطرناك براي قايقران به دست آمد تا بالاخره به فاصله ي بيست ثانيه به سوت پايان بازي با حركت سالار صداقت يك ضربه ي پنالتي به نفع قايقران اعلام شد كه اين ضربه را سعيد نيساني بازيكن مؤثر قايقران با ضربه اي دقيق تبديل به گل نمود تا اين بازي پر افت و خيز با نتيجه ي مساوي سه بر سه به فرجام برسد. گرچه قايقران در اين بازي با دقت بيشتر مي توانست به برد نيز دست يابد ولي با حوادث پيش آمده در بازي همين تساوي نيز ارزش زيادي داشت كه يك رتبه صعود در جدول رده بندي يكي از اين موارد است. قايقران در پايان هفته ي دوازدهم ليگ برتر در رتبه ي پنجم قرار دارد كه به هيچ وجه بيانگر توانمنديهاي جوانان اين تيم نيست. نكته ي مهم اين بازي تشويق قايقران از سوي چند تن از همشهريان تكابي در سالن دوهزارنفري مهاباد بود كه نشان از تعصب و غيرت تكابي ها دارد.

بازيكنان قايقران در اين ديدار:

1- سينا شمس  2- توحيد قادري (كاپيتان)   3- جواد قرباني   4- سالار صداقت   5- سيامك حكمتي   6- عليرضا بهاري   7- رسول نامدار   8- دانيال عتباتي   9- سجاد بهاري   10- مرتضي گلي   11- سعيد نيساني   سرپرست : روح الله رسولي      تداركات: فردين قاسمي

ساير نتايج هفته ي دوازدهم:

   هيدرومكانيك شوط  2    شمس خوي 6

 ايران خودرو خوي 6     ستارگان سلماس 4

معرفت مياندوآب 5    كيان سلماس

منبع آوای تکاب

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 9:51 قبل از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

با عرض ادب

فرهاد و فردین جان فروغی  از اینکه این حقی نتوانسام در معرفی این دو برادر ورزشکار و متعصب استقلالی مطالبی را  تقدیم  خوانندگان بدارم عذر خواهی میکنم. فردین  از دوستان نزدیک بنده بوده و از جوانان والیبالی که در حضور بزرگانی چون عطا الله افشارچی-استاد نادر شیروند- سید وهاب حسینی- حبیب الله تقوی - حبیب اله ثابتی - کاوه واعظ - بهرام پیرانی بهروز درویش نژاد و برادران ملکیان و برادران دهقان و ................................................................

 توانست در سطح عالی  خود را  نشان داده و با پشتکار و اراده قوی به تیم جوانان بانک تجارت  سابق تهران راه یابد. فردین با اسپکهای خاص استیل خود چنان ضربات مرگباری به توپ وارد میکرد  که مدافع از دفع آن عاجز بود.فردین را میتوان یکی از بهترینهای  والیبال شهر تکاب و استان دانست که در صورت پشتوانه لازم و امکانات مالی می توانست به تیمهای ملی دست پیدا کند .فردین را اینگونه باید  وصف کرد – آبشار قهار – پرشهای انفجاری چون موشک – آرامش و حیا – احترام به پیشکسوت

 البته فردین در مسابقات مختلف همیشه جزو برترینها بود و مقامهای مختلفی را کسب کرده.

 

فرهاد استقلالی و متعصب

 

اما فرهاد عاشق استقلال و فوتبال در محله همبازی خودم  تیم  سانتوز پسری پر جنب و جوش اما بدون ریا مدافعی محکم که با تیمهای استقلال و افشار جوان چهره شد . الان در زمره پیشکسوتان فوتبال تکاب  تمرین و در مسابقات شرکت میکند.اما در حق این جوان ورزشکار  و مودب که در شرف استخدام در اداره آبیاری شهرستان تکاب بود با کم لطفی مسئولین وقت مواجه شد و کسی هم نیست که جواب این بی مهری ها را بدهد.از مسئولین محترم و بالاخص فرماندار دلسوز و رئیس تربیت بدنی شهرستان تکاب خواستارم که در حل  این معضل و مشکلات بیکاری این جوانان انجام وظیفه کنند بالا خص  نماینده گان محترم مجلس شورای اسلامی  خواستار آنیم که به بیکاری ومشکلات جوانان شهرستان تکاب بالاخص ورزش این شهرستان نگاه ویژه ای داشته باشند و تکاب را جزئی از  میاندواب و شاهیندژ بدانند.

 

 

                           امیر رضوانی

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 9:46 قبل از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

سلام بنده استقلالی متعصب فوتبالیستی توانا شروع فوتبال از تیم نوجوانان حاجیانپور وبعد 2سال به استقلال پیوسته یکی از ارکان اصلی تیم استقلال با بازیکنانی همچون مرحوم ناصرکشاورز برادرش علیرضا و رزاق کاکائی جواد بابائی و........ بعداز5سال بازی به تیم افشار جوان قهرمان بلامنازع دهه هفتادبه مری گری رحیم انعامی با بازیکنانی چون احمد کاکائی.مرحوم رضا فرجزاده بهرام میکائلی .ابراهیم سروی. حبیب قربانیو.. همبازی شدم بعداز 5 سال بازی به خدمت سربازی رفته جزء بازیکنان تیم منتخب پادگان عجب شیر بازی کردم بعداز پایان سربازی دوباره درتیم استقلال بازی کرده بعداز 3سال بازی بعنوان مربی وسرمربی درتیم استقلال فعالیت نمودم ودر حال حاضر اماده ترین بازیکن پیشکسوتان تکاب با بازیکنانی چون منصور کاکایی حسن احمدیان احمد کاکایی و........ بازی میکنم ودر اخر درمورد فوتبالم مدیون مربیانم آقای ایرج حاجیان پور وآقای حسن احمدیان میباشم . باسپاس از جناب آقای مهندس امیر رضوانی
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 9:20 قبل از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

سلام به شما جوان تکابی گله شما به حق است

در باره انتخابات تکاب بارها نوشته ام و چرا تکاب یک کاندیدای تک و تنها ندارد و میزان رای تکاب در مقابل شهرستان میاندواب و شاهیندژ خیلی کمتر است برای رقابت بین یک تکابی حال که شما جوان تکابی از این حقیر خدمتگزار و خادم شهرتان خواسته اید پس بگذارید بگویم من و شما در این عرصه مهم انتخاباتی نمی خواهیم آب در آسیاب دشمن بریزیم

ولی بفرمایش مولایمان حسین گر دین ندارید آزاده مرد باشید

و بنابر دستور اکید مقام معظم رهبری وظیفه احاد ملت است که در این امر مهم شرکت جویند و دشمن شاد کن نباشید.   و شرکت در امر انتخاباتی امری پس خطیر در این برهه حساس از تاریخ  انقلاب  و مردم غیور تکاب است.

 

اما سوال به حق مردم از نماینده گان ادوار گذشته دوست عزیز و بزرگوارمان جناب آقای محبی نیا سرور گرامی این است آیا حقی که به شهرستان تکاب  همانا تفکیک شدن این شهرستان بود در مجلس بر عهده ایشان بود یا نه. شما سرور گرامی عزیز برادر اگر در این مسیر تلاشهای قانونی کرده اید و در این مسیر اگر قانون و دولت چنین اجازه ای را نداده اند را به مردم شهید پرور تکاب  با اسناد و مدارک ارائه دهید تا امت شهید پرور این شهرستان به لحاظ  تفکیک تکاب برای حوزه انتخاباتی مستقل  قانع و راضی شوند.

در ضمن استاد گرامی و زحمت کش جناب آقای محبی نیا در ولائی بودن و زحمت کش بودنتان هیچ  شکی نیست ولی شما در همه شعارهایتان میگوئید که من نماینده میاندواب هستم و اگر هم به تکاب نظری هست به تعداد آرا و افرادی که در خدمت شما هستند نظارت دارید. که این امر مغایرت کامل با قانون و روح مجلسیان دارد چون مجلس شورای اسلامی متعلق به فردی خاص نیست بلکه  مال ملت است . ما در مجلس نماینده گان ملت را داریم پس حق دفاع از ملت محروم و شهید پرور این شهرستان بعهده چه کسی است.

من منکر این نیسنم که به شما  کم احترامی شده است ولی شما عزیز محترم و گرامی نباید این کم احترامی را به دل بگیرید بقولی بخشش از بزرگان است و بس آیا کسانی که برای شما کار می کنند . ببینید همین افراد در تکاب به مردم شهید پرور دل می سوزانند.

نه جناب آقای دکتر محبی نیا  اینان برای رسیدن به منافع فردی خویش دنباله روی شما هستند. و همینان بوده اند که نگذاشتند تکاب به یک حوزه مستقل در امر انتخابات  تبدیل شود.

مگر این شهرستان چه کم دارد از دیگر شهرستانها  آری برادر گرامی دکتر محترم دل این مردم  بدرد آمده از وعده وعید های توخالی کاندیداها ی قبلی  و الان هم که در مسیر انتخابات هستیم درست که بر ما مردم وظیفه شرعی هست که در انتخابات شرکت جوئیم .

آیا بر شما کاندیداها و مجلس نشینان وظیفه ای نیست که به این ملت غیور خدمت کنید آیا شما شکوه و عظمت

راهپیمائی میلیونی ایران را ندیدید. همین امت در شهرستان تکاب هم اینگونه بوده اند. پس حقشان چیست چرا

نباید به حق واقعی خود نرسند.

کاندیداهای محترم درست که تکاب با عرض پوزش از جناب آقای  حمدی   دبیر محترم دبیرستانهای تکاب             کاندیدای محترم د تکاب که کمتر در صحنه های سیاسی حاضر بوده و  تا حدودی جوانان تکاب ایشان را نمی شناسند.

چرا از این شهرستان که خود پتانسیل قوی در تربیت دانشجو دانشگاهی و اساتید بزرگ را دارند که هر کدامشان وزنه سنگینی در امورات سیاسی و هنری و علمی در سطح کشور هستند ولی خبری از این عزیزان در صحنه انتخاباتی منقه وجود ندارد چون بارها ما در این شهرستان یک ورشکسته کامل انتخاباتی بودیم.

از آن جمله بنده که سالها در رکاب استاد گرانقدر سردار محمد باقر محمد یاری در همه ادوار بوده ام  نتوانستیم از تکاب به مجلس نماینده ای بفرستیم البته این موضوع بر میگردد به عدم اتحاد امت شهید پرور تکاب  نه شما عزیزان بنده در ادواری هم که جناب آقای مدنی استاد بنده و دوست دیرینه پدرم در انتخابات بودند را شاهدم دو دستگی و سیاستی که به این شهرستان القا کرده بودند درگیریهای درون گروهی تکاب هم مزید بر علت است و ما نباید همه این موضوعات را به شما بزرگواران دخالت بدهیم.

که این موضوع باعث شده است افرادی سیاسی بزرگتر  نتوانند در این صحنه پر شور شرکت جویند.

افرادی چون دکتر صفی زاده- استاد عزیز اله مدنی – سردارجانباز باقر محمد یاری- استاد فتحلی تحسینی- حاج یدالله  حصاری - شیخ محمد علی خسروی

دکتر همایون هاشمی – دکتر نعیمی فر -  استاد سید علی خالدیان – استاد نادر شیروند- حاج آقا موسوی برادر شهید موسوی- برادر عزیزمان برادر شهید هادی برزگر حاج حسن برزگر

و دیگر بزرگواران چه اصولگرایان و یا اصلاح طلبان خوب وقتی این موضوعات پیش میاید به نظر شما بزرگواران و کاندیداهای صاحب نفوذ و قدرت جائی برای رقابت سالم می ماند.

بنابر این از شما کاندیداهای محترم  برادران حاج آقا بیگی – حاج آقا میرزائی – دکتر محبی نیا -  سردار عیسی زاده ترا به حق خون شهدا به مردم وعده و وعید ندهید به خودتان در مقابل خدواوند متعال ومردم شهید پرور تکاب تعهد ی بدهید که به این تعهدها  در مقابل خداوند و مردم پاسخگو باشید. چون اگر شما عزیزان خدمتی می کنیید یک وظیفه الهی است  این خدمت رسانی را به حساب خودتان نگذارید چون بقول فرمایش مقام معزز رهبری امام خامنه ای خدمت به این مزو بوم و ملت در خانه ملت خدمت به ارزشها و آرمانهای امام راحل است که بر گرفته از دین اسلام است.

چنانکه خود بنده یکبار در رکاب برادر بزرگوارمان جناب آقای محبی نیا در زمان ائتلاف با سردار محمدیار مردانه برایشان از جان مایه گذاشتم و لی ثمری برای شهرستان تکاب نداشت.

الان هم حاضرم با جان و دل به فرامین رهبر معزز و فرزانه لبیک گفته هر کدام از شما کاندیداها به عهدتان در قبال تفکیک سازی و عمران و آبادانی شهرم تکاب پایبند باشید در رکاب امت غیور تکاب  به مردی که مردانه بتواند به   دبیر محتر کاندیدای شهر مظلوم تکاب کمکی  بنماید در راستای آرمانهای انقلاب و حقوق شهروندی تکاب حاضریم به این کاندیدای متعهد و وفادار به تعهدات خویش در قبال تفکیک سازی شهرستان و حمایت از کاندیدای واحدمان  کمک کنیم.

البته لازم به ذکر است و میباشد  اگر شهروندان تکابی یکدل و یکپارچه  از هر طیف و گروهی  دست بدست هم بدهند  و اختلاف سلیقه های گذشته را کنار گذشته یک یا علی مددی گویند و کاندیدای واحدمان را با ائتلاف  یکی از این عزیزان نامبرده  یاری نمایند شاید و شاید بعد از 30 سال  ماهم بتوانیم صاحب کرسی سبز رنگ دربهارستان باشیم

 

به امید رفتن یک تکابی به مجلس  بهارستان

 

                  نویسنده مطلب  

  رضوانی  جانباز – رزمنده – فرزند مفقود الاثر محمد حسن دبیر سابق مدارس نوری- محمدیه – سعدی – تربیت  شهرستان تکاب

 

                           

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 11:47 قبل از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

یاد و خاطره

سلام سلامی به گرمای تابستان که با شنیدن صدای  نازنین غریبه ای که بعد از 33 سال برایم بوی پدر میدادتلفن محل کارم زنگ خورد مثل همیشه  خواستم جواب ارباب رجوع را بدهم اما این یکی با بقیه  صداها فرق میکردبا اینکه  صدایش غریبه بود اما گرمای صدایش  تنم را لرزاند چون بوی یه آشنای غریبه میداد. غریبه ای که بعد از 33سال مرا یاد دوران دبستان نوری تکاب برد. آری او گفت منم اسدالله(امیر) شاگرد پدرتان که استادمان بود. آری صداآوای یک مرد فرزانه تکابی را میداد که بوی پدر را از صدای دلنشینش استشمام کردم.آن مرد وفادار کسی نبود جز اسدالله(امیر) کوهستانی آری یک مرد با هزاران خاطره امیر جان من هم وقتی صدایت راشنیدم امیدی در دلم زنده شد که روزی پدرم هم از این پرواز به دیار غربت باز گردد. که همانا منادیش شما عزیز دلمامیر بزرگ کوهستانی باشی یاد ایام دبستان نوری با نادر پلنگی- گلناری- انعامی- رضویان- هاشمزاده- عبادیمحمد پور- بهادری- واعظ- لرستانی- دهقان- خانم اسلامی- اخوان- کیانی- هاشمی- احمدیان- قاضیان و خیلی ازعزیزان که در این مدرسه بودند و پدرم را از نزدیک دیده و شاگردش بودند منم به همه شاگردان پدر که همه آنها

استاد بنده هستند افتخار میکنم.

                                          امیر         رضوانی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت 5:0 بعد از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

از مسابقات  فوتسال لیگ برتر آذربایجان غربی تیم معرفت میاندواب با نتیجه پر گل 9 بر 4 بر میهمان خود شمس خوی غلبه کرد و تیم کیان سلماس 4 بر یک  هیئت فوتبال  شوط را شکست داد و تیم فوتسال  قایقران تکاب هم 7 بر 3 مقابل ستارگان سلماس تن به شکست داد .  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 9:15 قبل از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

انقلاب اسلامی در سایه وحدت و یكدلی آحاد جامعه میسر شد

'محمدعلی داعی'، در آیینی به مناسبت گرامیداشت ایام الله دهه مبارك فجر افزود: این دهه، یادآور روزهایی است كه ملت ایران علیه حكومت طاغوتی به پاخاسته و با پیروزی حق بر باطل، ارزش های فراموش شده انقلاب اسلامی به جهانیان معرفی شد.

وی تاكید كرد: باید در تمامی زمینه ها، با آگاهی از اهداف شوم دشمن در ایجاد اختلاف و فتنه، اجازه هیچ گونه طمع ورزی را به بیگانگان ندهیم.

داعی همچنین با اشاره به نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: حضور باشكوه و حداكثری مردم در این انتخابات باعث عقیم شدن توطئه های دشمنان نظام شده و یكدلی و وحدت مردم را بیش از پیش تقویت خواهد كرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 9:14 قبل از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

گودرز عشقی در یک نگاه

گودرز عشقی  از شهرستان تکاب

استان آذربایچانغربی   قهرمان اسبق استان آذر بایجان

و اینک در مسئولیتهای مختلف در ورزش کشور صاحب جایگاه خاصی

میباشد که برای ایشان آرزوی موفقیت کرده در ضمن تحصیلات خود را در

رشته حقوق به اتمام رسانده است

 

عناوین و مسئولیتهای ایشان در ورزش

مربی درجه 3 از فدراسیون کشتی

مربی اسبق هوانیروز تهران

مربی فعلی باشگاه  پوریای ولی منطقه 19 تهران

رئیس کمسیون حقوقی کشتی آلیش کشور

مسئول برگزاری مسابقات آلیس کشور

چندین دوره قهرمان بانکهای سراسر کشور و ستاره مسابقات قهرمان کشوری جشنواره بانکهای کشور

برای این قهرمان عزیز همواره و در همه حال آرزوی موفقیت میکنیم.

                                    

                               امیر  رضوانی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 9:11 قبل از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

اخبار ورزشی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 11:22 قبل از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

تلخ اما باشکوه؛ خداحافظی با کاپیتان فرهاد / تصاویر

تلخ اما باشکوه؛ خداحافظی با کاپیتان فرهاد / تصاویر

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 11:15 قبل از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

عکس‌های سورئال؛تصاویر گوناگونعکس‌های سورئال؛ باورنکردنی و الهام‌بخش!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 11:7 قبل از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

عکاسی فوق العاده از کودکان به همراه نکات حرفه ای

عکاسی فوق العاده از کودکان به همراه نکات حرفه ای

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 10:57 قبل از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  | 

انصراف از کاندیدا شدن توسط رضوانی

قدیما میگفتن هر کاری را باید بدست کاردانش سپرد.

واقعا اگه سخنان و روایت های قدیمیا رو بیاد بیاوریم  البته بقول باز  قدیمیا تک تک سخنانشان را باید با طلا قاب گرفت.

البته این حقیر برای دومین بار به خواست قلبی خودم که  جهت خدمت رسانی به شهروندان تکابی بود . آماده حضور در صحنه انتخاباتی بودم . هر چند که در انتخابات دور هشتم مجلس کم لطفی بعضی از دوستان مسئول برآن شد که نتوانم در این صحنه انقلابی شرکت جویم. ولی الان که به توصیه قلبی خویش و با مشورت گرفتن از صاحبان اهل علم قلم و اندیشه و ورزشکاران  شهر و  کشاورزان وجوانان دانش آموز و دانشجو بر آن شدم که اعلام حضور در انتخابات دور نهم مجلس شورا ی اسلامی کنم. 

اما بنابر وجود شرایط خاص در منطقه میاندواب – شاهیندژ و تکاب  به این نتیجه رسیدم که  امکان کاندیدا شدن و موفقیت نسبی برای  من تکابی با رای حداقل یعنی به زحمت انداختن جمعیت با فرهنگ و زحمت کش تکاب که سالهاست با آرای 50000 رای نتوانسته  یک تکابی به مجلس برود.

1-     دخالت در انتخابات منطقه توسط  بعضی از عزیزان ..............................................

2-     آمار آرای رای دهنده جمعیت تکاب خیلی کم است . نسبت به آرای شهر میاندواب و شاهیندژ

3-     بنیه مالی ضعیف افراد و عدم حمایت مالی کافی در منطقه

 

۴-     عدم اتحاد  بین تکابیهای مقیم ( کرد و ترک ) با اینکه در تمام  محافل و مجالس( عزا و عروسی )

یکدل ویکپارچه هستند. اما در مباحث کلانشهری خویش دست اتحاد ندارند. واین امر باعٍث میشود که آرای تکاب تقسیم شده و حتی بعنوان یک شهروند دیده ام که افراد و یا گروهی ابدا رای نمیدهند.

 

۵-     - البته خودم هم نفهمیدم چرا اینجانب در  انتخابات دور هشتم مجلس رد صلاحیت شدم با اینکه جانباز- رزمنده دوران دفاع مقدس – ولایت مدار – و معتقد به اصول اولیه قانون اساسی و اعتقاد و التزام عملی به ولایت فقیه – بسیجی از یال 60 تا الان که فعال می باشم – و فرزند یک معلم مذهبی که در اوایل  جنگ کردستان  مفقود  شدند. و یک ورزشکار  توانمند در رشته های مختلف ورزشی

در بخش آخر نیز اعلام میدارم با پیروی ازمکتب امام خمینی و مقام معظم رهبری  امید وارم  تمامی کسانی که جهت  کاندیداتوری  مجلس شرکت می کنند به فکر خویش نبوده  به تکاب ستم کشیده و مردم محروم و آسیب دیده این منطقه  نگرشی علمی  و عقلی داشته باشند. خدا یار و یاور  خدمتگزاران به ملت شهید پرور تکاب.

 

 

                   البته شاید من لایق این کار نبودم و خواست خواست خداست وبس

                                   دست بوس  تمامی تکابیهای ایران وجهان

                                            امیر رضوانی -  فرزند خاک پاک تکاب

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 10:56 قبل از ظهر  توسط امیـر رضـوانی  |